از توی خرابه های شام، صدای یه کودک به گوش می رسید. همه اونایی که در میون اسرا بودن، می دونستن که این صدای رقیه، دختر کوچک امام حسینه. اون حالا از خواب بیدار شده بود و سراغ پدرش رو می گرفت. او انگار خواب پدرش رو دیده بود. اون وقت یزید، کسی که دستور داده بود امام حسین و یارانش رو به شهادت برسونن، دستور داد سر امام حسین علیه السلام رو به دختر کوچولو نشون بدن. وقتی حضرت رقیه علیهاالسلام سر بریده پدرش امام حسین علیه السلام رو دید، با فریاد و ناله خودشو روی سر بریده پدرش انداخت و همون جا، روحش به سوی آسمون آبی پرواز کرد. سلام ما به روح بلند او. وبلاگ شخصی مهدیه اجاقی...
ما را در سایت وبلاگ شخصی مهدیه اجاقی دنبال میکنید
برچسب: شهید کوچک زاده,شهید کوچک موسوی,شهید کوچک ابول زاده,شهید کوچک زاده مدافع حرم,شهید کوچک تبار,شهید کوچک,شهید کوچک حسینی,شهید کوچکی اراک,شهید کوچک کربلا,کوچکترین شهید کربلا, نویسنده: بازدید: 269 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 10:54