چنار و کدو بن

خرید بک لینک
بوته ی کدو یی در کنار چنار کهن سال و بلند قامتی رویید ;در مدت

بیست روز قد کشید , از تنه ی درخت پیچ خورد و به بالا ترین شاخه ی

چنار رسید . همین که خود را در آن بالا دید,باورش شد که خیلی بزرگ

شده است . نگاهی به چنهر کرد و ...

پرسید از آن چنار که " تو چند ساله ای ؟"

گفتا :" دویست باشد و اکنون زیادتی است "

خندید ازو کدو , که "من از تو به بیست روز

برتر شدم , بگو تو که این کاهلی ز چیست ؟"

او را چنار گفت : که "امروز , ای کدو

با تو مرا هنوز , نه هنگام داوری است

فردا که بر من و تو , وزد باد مهرگان

آنگه شود پدید , که نامرد و مرد کیست ".

وبلاگ شخصی مهدیه اجاقی...

ما را در سایت وبلاگ شخصی مهدیه اجاقی دنبال می‌کنید

برچسب: چنار و کدو بن, نویسنده: بازدید: 266 تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 20:31

صفحه بندی