حوادث روزگار , بسیار چیز ها آموخته بود . سال ها گذشت و بازرگان ,
صاحب چند فرزند شد . زندگی خوب و آرامی داشت و به آینده ی فرزندان
خود می اندیشید . فرزندان هم در کنار مادر و پدر , فضای گرم و پر مهری
داشتند .
روزی پدر , فرزندان را گرد خود , جمع کرد و گفت : "امروز می خواهم
به شما چیزی بگویم ;دلم می خواهد خوب به آن گوش بدهید و در آینده
از آن , استفاده کنید ".
بعد سخنان خود را این گونه ادامه داد :" ای فرزندان , مردم , معمولا
برای رسیدن به این سه چیز تلاش می کنند : زندگی راحت ،مقام بزرگ
و پاداش نیک آخرت .
امّابچه های خوبم،انسان ها ، زمانی به این سه چیز می رسند که
چند ویژگی را در زندگی خود به کار گیرند :
_ اندوختن مال دنیا از راه پسندیده و تلاش برای مراقبت از آن
_ بخشش به دیگران
_ محافظت از خود در برابر بلا ها .
هر در این چند خصلت ، کاهلی بورزد ، به مقصد نرسد . هر کس از
کار و تلاش روی بگرداند، نه اسباب آسایش زندگی خود را می تواند
فراهم کند و نه می تواند از دیگران مراقبت نماید . اگر مالی را به دست
آورد و در نگه داری آن غفلت ورزد ،زود تهیدست شود . همچنان که اگر از
کوه هم اندک اندک بردارند ، چیزی از آن بر جای نمی ماند .
هر که در اندوختن مال دنیا فقط برای خود تلاش کند ، در ردیف چارپایان
است؛ چون سگ گرسنه که به استخوانی ، شاد شود و به پاره ای نان،
خشنود گردد .
همچنین ای فرزندان ، بکوشید به کسب هنر و فضیلت ، که انسان
ثروتمند و با هنر ، اگر چه گمنام باشد و دشمن بسیار داشته باشد ،
به سبب عقل و هنر خویش در میان مردم ، شناخته می شود . چنان
که فروغ آتش را هر چه تلاش کنند کم شود ، باز هم شعله ور می گردد.
شما هم ای فرزندان ، به مقدار دانش و فهم خود ، خویش را به نیکویی
بشناسانید . زیرا ، دانه هنگامی که در پرده ی خاک نهان است ، هیچ کس
در پروردن آن تلاش نکند. چون سر از خاک بر آورد و روی زمین را آراست ،
معلوم گرددکه چیست. در آن حال ، بی شک آن را بپرورند و از آن بهره
گیرند .پس اگر بی هنر و فضیلت باشید ، از شما دوری جویند ؛ چنان که
موش ، اگر چه با مردم هم خانه است ، چون موذی است ، او را از خانه
بیرون اندازند و در هلاک آن کوشند".
وبلاگ شخصی مهدیه اجاقی...
ما را در سایت وبلاگ شخصی مهدیه اجاقی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 258