ظهر عاشورا

خرید بک لینک
مرد های آن طرف دست های سردشان از سنگ بود

آن سپاه سنگ دل در صف آیینه ها در جنگ بود

مرد های این طرف توی سینه آسمانی داشتند

خشمگین بودند و باز خنده های مهربانی داشتند

ناگهان سینه یک آسمان پر نور شد

چشم شور دشمنان لحظه ای

از طابش آن کور شد

تیر ها ای نیر ها نرم و نازک از من بگذرید

ناگهان تیری وزید خون گرمی در هوا فواره زد

یک سوال سرخ بود آمد و خود را به قلبی پاره زد

ظهر بود و آسمان طرحی از داغ و دریغ و درد بود

توی آن خورشید نیز مثل یک مرده کبود و سرد بود

وبلاگ شخصی مهدیه اجاقی...

ما را در سایت وبلاگ شخصی مهدیه اجاقی دنبال می‌کنید

برچسب: ظهر عاشورا,ظهر عاشورا در کربلا,ظهر عاشورا حرم کربلا,ظهر عاشورا در مختارنامه,ظهر عاشورا, جلفا,ظهر عاشورا در فیلم مختار,ظهر عاشورا شعر,ظهر عاشورا چاوشی,ظهر عاشورا مختارنامه,ظهر عاشورا کریمی, نویسنده: بازدید: 241 تاريخ: جمعه 7 آبان 1395 ساعت: 14:16

صفحه بندی